پیدا





خنده ی آ شب ...????

درخواست حذف اطلاعات

یه بنده ی خ ، مسن و جا افتاده و طیب محل و داش مشتی و ...پدرش از دار دنیا رفت ... خب ، این بابا که خودش بزرگ محل بود و همه روی او حساب می د و هر جا ی دچار مصیبت و غم و ...میشد ...می رفت و دلداری می داد و ... طبیعی بود که در مجلس ترحیم پدر پیر خودش ، نه تنها بی ت نمی کرد که خیلی هم ریل نشسته بود و قلیان میکشید ... مهمانها هم سر سلامتی میدادن و فاتحه می خواندند ... ناگهان دیدند این آقا ، دو دستی یقه ی پیراهنش را داره جر میده ( می کنه ) و داد میزنه ، سوختم ، سوختم ...پدرم در اومد و ... اطرافیان فکر د که طرف ناگهان داغ تمام مصیبت هایی که دیده یکجا بهش فشار آورده و چنین یقه درانی می کنه و از ته دل داد میزنه سوختم ...سوختم ... مردم هم محکم دو دست او را گرفته بودند و می گفتند خدا بیامرزه ...اشکال ندارد و ... او فقط داد میزد سوختم ...پدرم در اومد ...ولم کنید سوختم ... کم کم دیدند از یقه ی این بنده ی خدا دود بلند شده و بوی سوختن گوشت میاد ... ولش د ...پرید توی حوض ... یه تیکه آتیش ذغال افتاده بود توی یقه اش ????????????????????????????????