پیدا





توپم ....منم توپم ...????

درخواست حذف اطلاعات

طرف داخل زیر زمین از صبح نشسته بود روی بساط جیز جیز و منقل و ... حس کیفور شده بود ... تازه داشت می رفت توی عالم هپروت ... ناگهان در حیاط با شدت تمام کوبیده شد ... طرف کوپ کرد ... با خودش گفت حتما خلخالی اومده که همونجا ش کنه و ... سریع بند و بساط را جمع کرد و اون زهر ماری ها رو ریخت داخل چاه دستشویی و... دستی به سر رو روی خودش کشید و با ترس و لرز رفت در را باز کرد ... دید پسر کوچولوی همسایه می زنه به در ... بنده خدا که از ترس نزدیک بود زَهْرِه ( زهله ) ترک بشه ... نگاهی به این طرف و اون طرف کرد و خیالش راحت شد که خلخالی و دار و دسته اش نیستند ... تازه یادش آمد که خلخالی سالهاست رفته اون دنیا واسه جواب پس دادن به جنایات خودش ... نگاه به پسر همسایه کرد و پرسید چیه بابا جون ... چرا در رو از جا کندی ... پسره با یک شرم خاصی ...سر را پایین انداخت و گفت ... توپم ...توپم ... توپم افتاده توی حیاط شما ... این بنده ی خدا که هر چه کشیده بود ...پریده بود ... گفت...آخه بابا جون ...منم خیلی وقتا توپم ... شده بیام در خونه شما رو بکوبم و بگم ...توپم ...توپم ...؟!