پیدا





آ ین سخن با جناب شایان ...

درخواست حذف اطلاعات

جناب شایان عزیز ... آمدی و هر چه خواستی گفتی ... مهم نیست ...بالا ه قیامتی هست ... ولی اگر شهامت داری و یقین داری حرفهایی که زدی ، درست هست ، چرا آدرس وب ندادی ... حال فرض که بقول خودت ، من به آقای ج ، به آقای مازیار ، به دوست محترمشان ، کامنت های ناجور دادم ...تو را سَنَنَ ... ضمنا فرض من به این سه نفر یا سی نفر یا سیصد نفر ، کامنت نادرست دادم ، شما از کجا متوجه شدید ... فرض من به آنها بدلایلی کامنت بد دادم ، ولی وقتی بشما میگویم من نه آدرس وب شما را دارم ، نه تا الان بنده و شما مخاطب هم بودیم ، نه کامنت دادم بشما چه خوب چه بد ... چرا اصرار دارید که بگویید حتما من به وب شما آمدم و کامنت دادم ؟ من اگر به وب شما آمدم و کامنت دادم ، چرا یکی از آنها را برایم کپی نمیکنی و نمی فرستی ... ضمن اینکه بنده خودم مورد هجوم چنین کامنت های سراسر ناسزا و حرفهای زشت از سوی یکی از مخاطبان ( البته با نام و آدرس ایشان ) قرار گرفتم ...متعجب شدم و موضوع را مستقیم با ایشان در میان گذاشتم و ایشان هم ضمن عذر خواهی ، اعلام د این کامنت ها از سوی یکنفر ، با نام و آدرس ایشان برای چندین نفر ، از جمله بنده ، ارسال شده و موضوع فیصله پیدا کرد ... دوست دیگری با نام حسین ( که اصلا مخاطب هم نبودیم ) ، کامنتی که با اسم و آدرس من برایشان فرستاده شده بود را برایم کپی کرد و خیلی با سعه ی صدر توضیح خواست و وقتی عذر خواهی که این کامنت با اسم و آدرس من برایش فرستاده شده و بنده اصلا مطلع نبودم و نیستم و ...ایشان هم با بزرگواری پذیرفت و تمام ... شما چرا اصرار داری نپذیری که من نه برای شما و نه برای آقای مازیار ، نه آقای ج و نه برای دوست ایشان و نه هیچ مخاطبی کامنت ناجور ندادم ... حالا میخواهی بگویی بنده در وب شما ، کامنت ناجور دادم ؟ خب ، ببخشید ...حلال کنید اگر بنده چنین خبط و خطایی ... ضمنا گفتید وب خود را بستید ، پس اولا چرا هر لحظه اینجا هستی ، دوم حالا که بستی ، لااقل دیگر ی نمی تواند به وب شما بیاید و از سوی دیگران برایتان کامنت دهد ... خداوند روزی شما را جای دیگر حواله کند ... در پناه حق ... پست دوم و آ برای آقا شایان ... یکنفر رفت نزد ع ...و گفت از فلانی شنیدم شما چنین حرفی زدید ... ع گفتند : نخیر ، این حرف را من نگفتم ... آن فرد اصرار و تاکید داشت که نخیر ، شما حتما این حرف را گفتید ... باز انکار د و گفتند این حرف را من نگفتم ... طرف برگشت به ع گفته ... نخیر ، من یقین دارم شما چنین حرفی را گفتی ... سوال د ، از کجا اینقدر مطمئن هستی ...؟ طرف گفت ، چون راوی فرد مطمئن و راستگو و درستکاری هست ... حالا بنده عرض میکنم جناب آقای شایان عزیز ... بنده و شما که قبلا و الان مخاطب همدیگر نبودیم ... بنده که نه شما را می شناسم و نه قبلا به وب شما آمدم و شما هم ظاهرا به وب من نیامدید و کامنتی از شما نداشتم ... چطور میشود من همینجوری بیایم وب شما ؟ ضمنا فرضا تصادفی به وب شما آمدم ، چرا باید کامنت بدهم ... فرض کامنت دادم ، چرا باید ناسزا بگویم ... فرض ناسزا گفتم ، چرا باید آدرس وب خودم را بدهم ... چه ارزشی وب شما و خود شما برای بنده دارید که به وب شما بیایم ...و اگر آمدم بجای سلام و احوالپرسی و نظر دادن در مورد پست ، مثلا حرفهای ناجور بزنم ...؟ الان هم بشما میگویم نه همدیگر را می شناسیم و نه بنده آدرسی از،شما داشتم و دارم و ... الان هم میگویید وب ندارید یا مثلا بستید ... خب ، اگر چنین است و وب ندارید ، من از شر شما راحت و شما هم درگیر شر بنده نمی شوید ... ضمنا در کامنت خود مدعی شدید ، شک ندارید که حتما مند به وب شما آمدم و حرفهای زشت و ناسزا و ...گفتم ...باور کنید بنده حتی روحم خبر ندارد که شما که هستی و آدرس وب شما چیست و ... ولی چون با نام و آدرس من برای شما کامنت نانجیبانه آمده ، از شما عذر خواهی میکنم ... و این نکته را هم توجه کنید اگر من چنین کاری کرده باشم ، لااقل آدرس وب خودم را نمی دادم یا دیگر حداقل ، قسمت نظرات را غیر فعال می ... در هر حال ، فعلا که شما وب خود را بستی و نه من و نه آن بیمار روانی امکان آمدن به وب شما و ایجاد ناراحتی نداریم ... ضمنا مدعی شدید که من چند ماه قبل به وب یکنفر دیگر ( غیر از شما ) رفتم و کامنت نامناسب دادم ...عزیز دل برادر ، اگر من برای ی کامنت دادم ، حتما به آدرس وب ایشان دادم ، چطور سر از وب شما در آورد ؟ دعا میکنم خداوند روزی شما را در وب دیگر حواله کند ... شما را خیر و ما را بسلامت ... مخاطب محترم جناب آقای شایان عزیز ... اخیرا یک نفر ادم روانی ، که ظاهرا شده اند دو نفر ...( به انتهای همین پست دقت کنید ) با اسم و آدرس دیگران ، به وبلاگ های مختلف میروند و کامنتهای زشت و نانجیبانه میدهند ... برخی از صاحبان وبلاگ ها که مورد هجمه ی این بی شعوران همیشه ی تاریخ قرار گرفته اند ، به بنده یا صاحبان وبلاگ مربوطه مراجعه میکنند و جویای واقعیت میشوند ... چندی قبل یک انسان بسیار والا و محترم ، کامنتی که بظاهر با اسم و آدرس بنده برایشان ارسال شده بود و حاوی کلمات و الفاظ زشت بود را عینا برایم کپی کرد و خیلی با احترام و با سعه ی صدر توضیح خواست ... جالب اینکه ایشان هم مانند شما ، جزء مخاطبان قبلی بنده نبود ولی چون بر خلاف شما ، آدرس وب داده بود ، بنده به وب ایشان رفتم و ضمن عذر خواهی ، برایشان توضیح دادم و جالبتر اینکه الان از دوستان و مخاطبان خوب همدیگر هستیم ... جناب شایان عزیز ...ضمن اینکه بشما حق میدهم که اینچنین ناراحت باشید و بنده را مورد هجوم آنچنانی قرار دهید ، ولی اگر آدرس را خصوصی دهید ، آدرس این بیمار روانی و چند مخاطب که از ناحیه ی این بیماران نانجیب روانی مورد اینگونه حرکات زشت و ناجوانمردانه قرار گرفته اند را جهت روشن شدن مطلب برایتان ارسال میکنم ... هر چند ظاهرا شما ، جناب اقا شایان ، همان احسان هستید ... این نمونه را هم دقت کنید ... چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت: 10:47 توسط: . م . سلام.خدا لعنتش کنه ول کن نیستن انگاردونفرن.آی پی که برای دوستی فرستاده از خواص کوه اردکان یزدهست وع ناجوربراش فرستاده.یکی هم از گرگان میفرسته .بنظردونفرن + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۷ ساعت 19:51 توسط آقا جون پیر مرد و ...نقطه یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷ ساعت: 15:3 توسط:... چرا رفتی پیرمرد؟ ایمیل [خصوصی] تنهایی سلام نیمه شب بخیر اگر لطف کنی و همین گونه مودبانه گفتگو کنی ، هستم ... منتها آدرس وب همراه با فعال بودن قسمت نظرات ... وگرنه میشه ، من هم ببندم قسمت نظرات را ... هر که هستی ... شاد و سالم و تندرست باشی ...