پیدا





ابر خزان ...

درخواست حذف اطلاعات

چون ابر خزان این دل ، گشته چو اسیر باد ...
هر لحظه بسویی باد ، هر سو که بخواهد باد ... بر من این دل شد ، آتش به نیستان شد ...
این شعله و این دود شد ، اینگونه بلند در باد ... هم ابر خزان در باد ، هم آتش و این شعله ...
هم من این دل سوخت ، از عشق ، از این فریاد ... امروز من و هر روز ، دیده چو بهار و ابر ... از دیده فرو ریزد ، از خاطره و از یاد ...