پیدا





خیام نیشابوری ...بر گرفته از گوگل

درخواست حذف اطلاعات

در کارگه کوزه گری رفتم دوش ...
دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش ...
نا گاه یکی کوزه بر آورد وش ...
کو کوزه گر و کوزه و کوزه فروش

خیام درین رباعی به گذر زمان و مرگی که در کمین انسانهاست اشاره دارد . ادمیان می آیند و هر کدام از خود اثری به جا میگذارند و میمیرند .آنچه ساخته اند یا یده اند یا فروخته اند می ماند اما صاحبانشان آنچنان از دنیا رخت بر بسته اند که گویی نبوده اند.

مثل کوزه مثل بنا های تاریخی است، ما تخت جمشید را میبینیم اما انانکه انرا ساختند و زحمتهای طاقت فرسا را برایش تحمل د و آنان که دران زیستند و با راحتی پادشاهی د را هیچ نشانی جز این بنای سرد و سخت و خاموش نیست ...